|
وبلاگ رسمی انجمن پژوهشی آدولف هیتلر
|
با درود،
به دلیل اصرار زیاد دوستان تصمیم گرفتیم مجددا یک تالار گفتمان راه اندازی کنیم. امیدواریم از این پس به این تالار سر بزنید و در این تالار عضو شوید و فعالیت کنید.
در آینده تکلیف این وبلاگ روشن خواهد شد.
با سپاس
به نام خدا،
درود بر هم میهنان گرامی،
امروز نوشتار دیگری درباره یک سرباز وفادار ارتش آلمان قرار داده ام، اما پیش از آن دو نکته رو باید عرض کنم.
مورد اول اینکه من از اینکه واقعا یک سازمان یا گروه سازمان یافته در حمایت از آدولف هیتلر در ایران وجود ندارد بسیار ناخرسند هستم. برای من جای تاسف وقتی گروه های هوادار هیتلر نه تنها در اروپای غربی و امریکا بلکه در دیگر نقاط جهان و در کشور هایی چون ترکیه «حزب نازی ترکیه» یا «هیتلر یوگند ترکیه» فعال هستند و یا مثلا حتی در تایوان نیز یک گروه ناسیونال سوسیالیستی کاملا فعال هست، اما در ایران ابدا چنین گروهی وجود نداره و جز چند وبلاگ فعالیت دیگری وجود ندارد.
طی این مدت برای من دوستان زیادی از دست رفتند. از صفوف اول ناسکا فقط یک دوست در اهواز باقی مانده و یک دوست به نام میلاد نیز در اینترنت فعال است اما دیگر با ما نیست. سایر افراد صفوف اول از نازیسم فاصله گرفتند. از صفوف دوم ناسکا نیز تنها یک دوست در اهواز باقی مانده و در اینترنت شخصی باقی نمانده است به جز دوستی به نام مهران که ایشون هم مدتی باهاشون ارتباط ندارم و سایر افراد کناره گرفته اند. از وبلاگ ها و سایت هایی که بعد از ناسکا ایجاد کردم دوستانی هستند مثل خسروی عزیز و سایر دوستان باقی مانده از تالار گفتمان هیتلر بزرگ که فکر می کنم با کمک تمام این افراد بتوان فعالیت گروه را دوباره از سر گرفت.
من از همینجا اعلام می کنم انجمن آدولف هیتلر رسما اقدام به جذب عضو می کند و اینبار قصد دارم راه همین انجمن را تا آخر ادامه بدم. من معتقدم باید فعالیت انجمن آدولف هیتلر گسترش پیدا کند. باید مجددا جامعه ناسیونال سوسیالیست های ایرانی را بنیانگذاری کنیم و از این جامعه با تمام وجود حفاظت کنیم. از تمام دوستان قدیمی، افرادی که دارای وبلاگ هستند و یا در اینترنت فعال هستند و یا پیش از این در تالار گفتمان هیتلر بزرگ فعالیت می کردند درخواست دارم به هر نحوی که می توانند کمک کنند به ویژه ما از نظر پژوهشی و مالی به کمک نیاز داریم و حتما این دو مورد باید تکمیل بشود تا ما بتونیم وارد فعالیت های بعدی بشویم.
دوستانی که مایل هستند به انجمن آدولف هیتلر ملحق شده و ما را در ساخت و گسترش این انجمن یاری دهند حتما با ایمیل بنده تماس بگیرند. (manager_iranshahr3@yahoo.com)
ذکر نام، نام خانوادگی، ادرس ایمیل و تاریخ و مکان تولد کافی است و در صورت تمایل یک عکس هم باشد خوب است اما همین اطلاعات رو هم بفرستید کافی است. هدف اول گسترش فعالیت پژوهشی می باشد و در صورتی که چند شخص مسلط به زبان انگلیسی داشته باشیم در وب سایت (hitler.ir) که به زود منظم خواهد شد یک بخش انگلیسی ایجاد خواهیم کرد تا از نظر بین المللی اعتبار بیشتری کسب کنیم. بنابراین از دوستان درخواست دارم برای اعلان همکاری حتما ایمیل بزنند.
به محض اینکه از نظر پژوهشی و اینترنتی تکمیل شدیم هدف ما کوشش برای کشاندن فعالیت ها از حالت مجازی به حالت حقیقی خواهد بود و به محض آغاز این کار چندین گروه منطقه ای بر اساس مکان تقسیم خواهند شد و به صورت مستقل نشست های خود را آغاز خواهند کرد. از هم اکنون نیز چنانچه اعضای هر شهر به ۳ نفر برسد با هماهنگی هر سه نفر این عده یک گروه شهری را ایجاد خواهند کرد و به صورت مستقل نشست هایشان را آغاز می کنند.
منتظر ایمیل شما دوستان عزیز هستم. من مطمئن هستم این بار عزمی راسخ و استوار می توانیم فعالیتی را که سال ها پیش آغاز کردیم ادامه بدهیم و جامعه ناسیونال سوسیالیست های ایران را به یک جامعه ی کوچک اما راستین و حقیقی تبدیل کنیم. دوستان من به طور منظم آنلاین هستم و هر صحبتی دارید حتما با بنده در میان بگذارید.
====
مورد دوم درباره کتابی است که نوشتم. همونطور که برخی از دوستان می دانند بنده در حال نوشتن چندین کتاب در ارائه ی حقیقت آدولف هیتلر و رایش سوم هستم. من حدود 20 روز پیش اولین کتاب خودم رو به اتمام رساندم که در اون کتاب که در قالب 170 صفحه آ چهار نوشته ام به مساله پشتیبانی نظامی مردم تمام اروپا از رایش سوم در نبرد با اتحاد شوروی اشاره شده است. تقریبا می توانم بگویم تمام یا اکثر نوشته های موجود در کتاب برای خوانندگان فارسی زبان جدید هستند و بسیاری از اونها غیر قابل باور می باشند. من 20 روز پیش کتابم رو به ناشر های موجود در اهواز ارائه دادم اما متاسفانه این افراد بعد از 15 روز به من گفتند که به دو دلیل کتاب من رو چاپ نمی کنند: دلیل اول اینکه من در کتابم از آدولف هیتلر پشتیبانی کرده ام و دلیل دوم اینکه از نظر مالی چاپ کتاب هایی با مضمون جنگ جهانی دوم یا رایش سوم سود ندارد و از آنجاییکه من هم چند میلیون تومان مورد نظر رو برای چاپ کتاب نداشتم کتاب من چاپ نشد! به همین دلیل ناچار شدم کتاب رو برای بررسی به چند ناشر موجود در تهران بفرستم و امیدوارم این بار کتابم به این دو دلیل با بی توجهی روبرو نشود. واقعا متاسفم در حالیکه مشتی کتاب مزخرف و چرند با مضامین عشقی یا دوست بازی یا رمان های بی ارزش و ... به راحتی به چاپ می رسد و در کتاب فروشی ها قرار داده می شود چرا کتاب بنده که در اون از 30 کتاب خارجی معتبر به عنوان منبع استفاه کرده ام نباید چاپ بشود؟ در هر صورت امیدوارم تا 20 روز دیگر خبر خوشی مبنی بر چاپ کتاب از یکی از این ناشر های تهرانی بشنوم. دوستانی که در این زمینه اطلاعاتی دارند خوشحال می شم بنده رو برای چاپ این کتاب راهنمایی کنند چون متاسفانه کتاب با دو مشکل عمده (یکی حمایت از پیشوا و دومی عدم داشتن سرمایه) روبرو است و مطمئنا در مملکتی که مردم در اون روزانه 2 دقیقه کتاب می خونن ناشر حق داره یک کتاب تاریخی رو که ممکن با فروش روبرو نشه چاپ نکنند... . در هر صورت هر کس با توجه به وضع موجود می تونه بنده رو در این زمینه راهنمایی کنه واقعا خوشحالم کرده... .
====
اما نوشتار اصلی امروز، حکایت یک سرباز آلمانی است. مظفر مالک در کتاب خود «ظهور نازیسم و استیلای هیتلر» به نقل از خاطرات دو درجه دار به نام «کلاوس شولتز» و «مارتین هیرش» نقل می کند:
«شب بیستم ماه آوریل 1945، مصادف با سالگرد تولد هیتلر بود. هنگامیکه ارتش ما زیر فشار روس ها داخل خاک خودمان عقب نشینی می کرد و به شکست نهایی ما و خودکشی هیتلر مدتی باقی بود، (ما دو درجه دار) با شش سرباز دیگر برای پوشش عقب نشینی واحدمان ماموریت دفاع از حاشیه بیش کوچکی واقع در نزدیکی آبادای «اشتین ویزن» را داشتیم. یکی از آن سرباز ها جوانی به نام «میکائیل می نرش» بود که در غروب روز قبل طی عملیات عقب نشینی از ناحیه ران زخمی شده و به علت خونریزی و درد، قادر نبود که در وقت طلوع آفتاب همراه ما عقب رفته و به واحدمان ملحق شود. ما مجموعا هفت نفر بودیم و با علم به آن که مغلوبیت ارتشمان مسلم و کشته شدن یا اسارتمان همان شب یا روز بعد به دست روس ها محتمل است، در موضع دفاعی در کنار همان بیشه و با به دست آوردن کمی خوردنی و نوشیدنی باقیمانده از هنگ، سالروز تولد پیشوا را به قول خودمان جشن صحرایی گرفتیم و ضمنا به پیام رادیویی «گوبلز» به مناسبت آن روز، گوش دادیم. همقطار جوان ما که به فردایش مطمئن نبود با شنیدن نام پیشوا دست به سوی آسمان بلند کرد و سلامتی او را از خدا خواست و بعد رو به ما کرد و گفت اگر شماها زنده مانده و به وطن بازگشتید به پدر و مادرم بگویید که پسرشان در اجرای امر پیشوا و پیشبرد مرام ناسیونال سوسیالیست غفلتی نکرده است.»
تا نوشتار بعدی بدرود!
((ویرایش شماره ۲))
1. ستاد فرماندهی: در آینده یک ستاد فرماندهی متشکل از افراد با سابقه و قدیمی ایجاد خواهد شد.
2. بخش تبلیغات اینترنتی: با توجه با شرایط موجود نیاز به شخص یا اشخاصی است که در وبلاگ های مختلف تاریخی-پژوهشی-ضد صهیونیستی-اجتماعی بلاگفا و تالار های گفتمان به ارائه کامنت جهت تبلیغ انجمن بکند. حداقل 3 نفر باید برای این بخش داوطلب شوند و روزانه حداقل 20 تا 30 دقیقه وقت را صرف تبلیغ انجمن در سایت های مختلف بکنند. بخش تیلیغات اینترنتی در حال حاضر مهم ترین بخش انجمن خواهد بود.
3. بخش پژوهشی رایش سوم: بخش پژوهشی رایش سوم به مسائل مربوط به آدولف هیتلر به عنوان رهبر رایش سوم و کشور آلمان نازی و مسائل مربوط به آن می پردازد. ضمنا بررسی جنگ جهانی دوم نیز به عنوان تاریخ نظامی رایش سوم به همین بخش مربوط می شود. افرادی که حداقل سه نوشتار (مطلب) گردآوری یا ترجمه کنند و یا اینکه خود یک نوشتار (از خودشان) ارائه دهند به عنوان عضو رسمی این بخش فعالیت خواهند کرد.
4. گروه پشتیبانان مالی: گروه پشتیبانان مالی شامل افرادی هست که حداقل 25 هزار تومان به انجمن کمک کنند. البته افرادی تا به حال پایین تر از این میزان و یک نفر تقریبا به همین میزان به انجمن کمک کرده است. گروه پشتیبانان مالی در حال حاضر یک عضو (پویا) دارد.
5. کمیته پژوهشی مبارزه با صهیونیسم: این کمیته به بررسی پژوهشی درباره صهیونیسم، اهداف و جنایت های آن و همچنین به بررسی دیگر عوامل و اندیشه های وابسته به صهیونیسم خواهد پرداخت.
6. گروه های وابسته: علاوه بر این، چنانچه تعداد اعضای یک شهر به 3 نفر رسید، این اعضا به عنوان یک تیم منطقه ای فعالیت خود را با هماهنگی یکدیگر و به صورت حضوری آغاز خواهند کرد.
- در حال حاضر پیش از هر چیز بخش تبلیغات اینترنتی، بخش پژوهشی رایش سوم و گروه پشتیبانان مالی باید تکمیل گردد تا با استوار شدن ستون فقرات انجمن، شرایط برای گسترش آن فراهم شود.
- مطالب نوشته شده شرایط غیر رسمی دارد و در آینده ای نزدیک اولین بیانیه رسمی انجمن (شامل مرامنامه) اعلام خواهد شد.
بدرود
به نام خدا،
درود،
همانطور که گفته شد انجمن آدولف هیتلر یک انجمن غیر سیاسی بوده و تنها به امور پژوهشی می پردازد. برای مسائل پژوهشی در ابتدا در نظر داریم از منابع فارسی (کتاب های نوشته شده به زبان فارسی) استفاده کنیم و پس از اینکه در این مورد اطلاعات لازم را به علاقه مندان رساندیم از منابع خارجی و جدید نیز استفاده کرده و بتوانیم در بالا رفتن اطلاعات علاقه مندان تاریخ رایش سوم و دوستداران آدولف هیتلر موثر باشیم.
مساله ی بسیار مهمی که همگان به ان اعتقاد دارند این است که آلمان نازی یک کشور نژاد پرست بود، آلمانی ها یا نازی ها در آن زمان از غیر آلمانی ها متنفر بودند و هدف آنها تصرف جهان و برتری نژاد آلمانی بر سایر نژاد ها بود که در آینده به تمام این مسائل خواهیم پرداخت و دروغ های پیروز شدگان جنگ جهانی دوم را افشا خواهیم کرد. در این بخش تنها به نکته ای درباره مساله نژاد پرستی اشاره می کنیم.
در کتاب ظهور نازیسم و استلای هیتلر که مظفر مالک آن را تالیف کرده است نوشته شده است:
«دانشجوی هموطنی... برای گذارندن دوره دانشگاه از ایران به پاریس رفته بود. ولی در دانشگاه با داشتن موی سیاه و رنگ چهره گندمگون، به عنوان یک فرد خارجی و شرقی، مورد استهزاء برخی از دانشجویان فرانسوی قرار می گرفت و به علاوه به علت ضعف در زبان فرانسه، مورد بی مهری و انتقاد یکی از استادانش قرار گرفته و از هر دو جهت کسل و مایوس و مصمم به ترک تحصیل و مراجعت به وطن بود. روزی که با کسالت و اندوه روی نیمکتی از نیمکت های محوطه دانشگاه نشسته و در فکر بود که چگونه به ایران بازگشته و ترک تحصیل اجباریش را به اطرافیان بقبولاند، دستی از پشت روی شانه اش گذاشته می شود و مرد سالمندی با لهجه ی خارجی علت افسردگی او را جویا می شود. او خود را آلمانی و استاد دانشگاه «توبینگن» آلمان معرفی می کند و می گوید که برای شرکت در کنفرانسی به پاریس آمده است. استاد نامبرده با اطلاع از ناراحتی آن جوان از وی می پرسد که در صورت فراهم شدن وسیله آیا مایل است برای ادامه تحصیل به آلمان برود؟ دانشجوی هم وطن که پیشنهاد را جدی نمی گیرد با آن موافقت کرده و آن گاه به دستور استاد، هویت و نشانی خانه خود را به او می دهد.
دو سه هفته بعد، جوان مزبور بر خلاف انتظارش نامه ای حاکی از پذیرش وی در دانشگاه «توبینگن» همراه با یک بلیط قطار برای سفر به آلمان دریافت می دارد که با آن راهی آلمان شده و به توصیه استاد مذکور به گرمی پذیرفته می شود. با مرور زمان و تحت تاثیر رفتار خوب هم درسان و مهربانی استادان و همچنین محسور تبلیغات نازیسم، جوان هم وطن ما یکی از دوستداران آلمان و طرفداران رژیم نازی می شود. وی چهار سال بعد و یک سال و نیم قبل از شروع جنگ جهانی دوم، با کسب عنوان مهندس شیمی به وطن باز می گردد و با اعتقاد کامل به آینده درخشان آلمان، بدون آن که با حزب ناسیونال سوسیالیست [نازی] ارتباطی داشته باشد، کلاس های مجانی برای تدریس زبان آلمانی و آماده سازی داوطلبان برای تحصیل در آلمان دائر می نماید و جهت تامین هزینه های تحصیلی با کمک یکی از دوستان و هم فکرانش دستگاه تعاونی کوچکی، با انتشار مجله وزین و مفیدی به نام «شهاب» به راه می اندازد.
وقتی که در شروع جنگ جهانی دوم انگلستان با آلمان وارد جنگ می شود، او از صمیم قلب امیدوار بود با پیروزی آلمان وضع وطنش تغییر کند اما با شکست های پی در پی آلمان و سقوط هیتلر، امیدش تبدیل به یاس می شود.
در یکی از روز های ماه مه یکی از دوستان خبر داد که حادثه بدی روی داده و مادر آن جوان احتیاج به کمک دوستانش دارد. نویسنده خود را به منزل وی رسانده و در اتاق محقری جسد بی جان او را روی زمین و در کنارش برگ کاغذی با نوشته کوتاهی به شرح زیر دید:
«چون با مغلوبیت آلمان آرزوهای من عملی نشد و وطنم زیر پای اشغالگران باقی ماند، زندگی من معنایی ندارد و به زندگی خود پایان می دهم.»
طرز فکر و روحیه و خودکشی آن جوان با خوردن زهر «سیانور» به تقلید از هیتلر ... .»
مساله ای که باید به آن توجه شود این است که نازی ها نژاد پرست بودند، اما نه به معنای نفرت از نژاد های دیگر. در واقع نازی ها تنها خواستار «حفاظت» از نژاد آلمانی برای بقای نژاد و کشورشان بودند و با سایر نژاد ها با احترام رفتار می کردند. نژاد پرستی آلمانی ها تنها به معنی دوست داشتن نژاد خودشان و احساس اعتماد به نفس و افتخار به کشورشان بود. در حالیکه که در فرانسه مردم دم از دموکراسی می زدند، رنگین پوستان را مورد تمسخر نژادی قرار می دادند و کشور های آسیایی و افریقایی را در اسارت نگه می داشتند.
قضاوت با خود خواننده است؟
بدرود

به نام خدا،
با درود بر هم میهنان گرامی،
پس از تاسیس گروه اینترنتی ناسکا در سال ۱۳۸۴ با مشکلاتی مواجه شده و پس از هک شدن چند سایت اینترنتی گروه مدتی از صحنه اینترنت به دور بودیم. در ادامه پس از تاسیس «انجمن اینترنتی هیتلر بزرگ» به عنوان یک سایت استاتیک با یک بخش تالار گفتمان تنها به امور تاریخی و غیر سیاسی مربوط به رایش سوم پرداختیم، اما این بار توسط سرور های خارجی مورد تحریم قرار گرفتیم و مجددا از ادامه فعالیت بازماندیم.
سرانجام در نظر گرفتیم با تاسیس «انجمن پژوهشی آدولف هیتلر» با آدرس (Hitler.IR) فعالیت خود در اینترنت را از سر بگیریم و در گسترش اطلاعات هم میهنان عزیز درباره این بخش مهم از تاریخ موثر باشیم.
لازم به ذکر است که با توجه به مشکلاتی که در سایت قبلی در نتیجه جدال اعضای سایت با یکدیگر در تالار گفتمان انجمن رخ داد و اعضای انجمن به جدال با یکدیگر پرداختند، مصمم شدیم این بار تالار گفتمان انجمن را حذف کنیم و وبلاگ انجمن را پل ارتباطی با دوستداران آدولف هیتلر قرار دهیم.
از این پس، این وبلاگ به عنوان وبلاگ رسمی و پل ارتباطی انجمن آدولف هیتلر فعالیت خواهد کرد و ضمن ارائه اطلاعات پژوهشی، در صورت لزوم به ارائه مسائل مهم نیز می پردازد.
در حال حاضر سایت (Hitler.IR) دچار مشکلاتی است که در آینده ای نزدیک حل خواهند شد. ضمنا از هم میهنان گرامی و دوستداران آدولف هیتلر خواهشمندیم برای گسترش فعالیت انجمن، کمک های خود را از ما دریغ نکنند و برای پیشبرد اهداف انجمن با ما همکاری بکنند.
با سپاس، سرپرست انجمن آدولف هیتلر